محمدصادق دهلوي
مقدمه 41
كلمات الصادقين ( فارسي )
كلمه 31 مىفرمود كه شيخ نظام الدّين ابو المؤيد كه از مشاهير بزرگان زمان سلطان شمس الدّين التتمش و معاصر خواجه قطب الدّين قدس سره بود 1 و مذكرى 2 كردى و نفسى گيرا داشت ، روزى در تذكير وى درآمدم . بر در مسجد نعلين از پاى 3 بكشيد و در دست گرفت و در مسجد درآمد و دوگانه بگزارد و بالاى منبر رفت . مقرى آيتى بخواند . بعد از آن شيخ نظام الدّين ابو المؤيد رحمة الله عليه آغاز كرد كه به خط باباى خود نوشته ديدهام . هنوز سخن ديگر نگفته بود كه اين سخن در حاضران درگرفت . همه در گريه شدند . آنگاه دو مصراع بخواند : بر عشق تو و بر تو نظر خواهم كرد * جان در غم تو زير و زبر خواهم كرد اين بگفت و نعرهها از خلق برآمد . بعد از آن دوسه بار [ 67 ] اين دو مصراع تكرار نمود . آنگاه گفت : اى مسلمانان دو مصراع ديگر اين رباعى ياد نمىآيد ، چكنم ! اين سخن بطريق عجز بگفت چنان كه در همه اثر بكرد . آنگاه مقرى دو مصراع ديگر به ياد داد . رباعى تمام خواند و فرود آمد 4 . پردرد دلى بگور درخواهم شد * پرعشق سرى ز گور برخواهم كرد كلمه 32 مىفرمود * كه شيخ سيف الدّين باخرزى رحمة اللّه عليه بارها گفتى كه من مسلمان كردهء يك بيت سنائى * ام : بر سر طور هوا طنبور شهوت مىزنى ! ! * عشق مرد لنترانى 5 را بدين خوارى مجوى 6 و مىگفت اى كاش كسى مرا آنجا برد كه خاك سنائى است تا من از آن سرمهء چشم خود كنم . كلمه 33 بطريق حكايت از عزيزى نقل مىفرمود كه بارها فرمودى كه نماز و روزه و اوراد و تسبيح همه ديگست . اصل در ديگ گوشت مىبايد . چون گوشت نباشد از اين حوايج 7 هيچ نگشايد . از آن بزرگ پرسيدند كه تو بارها اين تمثيل مىفرمائى ، مشرحتر از اين بگوى 8 . گفت : گوشت ترك دنيا است و